تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم *

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

این قسمت یکی از قسمت های پر جزئیات و حساس سریال است لذا دیدن این قسمت را به همه علاقمندان این سریال توصیه می کنم.

... یانگوم و مادام هن که به امید خبری خوب ، در سلول به سر می برند ناگهان توسط نگبهان زندان فراخوانی می شوند..
خاندان چویی بار دیگر از اتفاقات اخیر احساس وحشت می کنند و نگران آزادی یانگوم و هن بوده و در فکر چاره ای جدید هستند...

مادام چویی نگران

 
وزیر دست راست به دلیل عدم پاسخگویی واضح پزشکان نسبت به اوضاع ، تصمیم می گیرد از بانوان (یانگوم و هن) بخواهد دوباره غذا را با مواد اولیه روز سفر آماده سازی و آزمایش کنند.. لذا از همه می خواهد که در آشپزخانه دربار جمع شوند پس چویی وضعیت را بسیار نامساعد می یابد تا اینکه گیومیونگ دسیسه جالبی پیشنهاد می کند!

گیومیونگ و نیرنگ جدید


وزیران و افراد مورد نیاز همه در آشپزخانه گرد هم می آیند تا آزمایش به عمل آید!

بانو هن و یانگوم برای آزمایش آماده می شوند


مادام هن و یانگوم مشغول آماده سازی غذا می شوند و در این حین یانگرو شرایط را برای حیله چویی مهیا می کند لذا از یکی از خدمتکاران دربار می خواهد تا او به آشپزخانه برود زیرا مادام چویی پیام فوری برایش دارد خدمتکار ابتدا مخالفت می کند ولی یانگرو نظر او را با دادن غذای صدف دریایی شاه جلب می کند او نیز  صدف های دریایی یانگرو را می خورد و دستور او را اطاعت می کند.

خدمتکار از صدف های دریایی می خورد


و بالاخره غذای اردک چشمه آماده می شود

غذای اردک برای آزمایش


وزیران شروع به گزینش فردی برای آزمایش غذا می کنند ابتدا پزشک مسئول را انتخاب می کنند پزشک می ترسد

از پزشک مسئول خواسته می شود غذا را امتحان کند

و در این لحظه وزیر دیگر به دلیل نقش داشتن پزشک در این ماجرا پیشنهاد می کند فردی بی طرف گزینش شود... گزینه سربازان و یونسگ و غیره رد می شوند تا اینکه در نهایت به پیشنهاد وزیر راست و بانوی منشی های سلطنتی خدمتکاری که بدون اجازه وارد آشپزخانه شده بود و کاملاً بی طرف بود برگزیده می شود..

خدمتکار بی طرف


و لذا نقشه چویی می گیرد و خدمتکار حامل پیام اردک را امتحان می کند...

خدمتکار از غذای اردک چشمه آب گرم می خورد


همه منتظر می مانند تا ببیند آیا حال خدمتکاری که غذا را امتحان کرده است بد می شود یا خیر در این وضعیت مادام هن به دلیل شکنجه و غیره در زندان تب می کند و یانگوم از این موضوع بسیار ناراحت است...

مادام هن در زندان بیمار می شود


ناگهان خبر می رسد که حال خدمتکاری که غذا را امتحان کرده وخیم است و علایمی مشابه پادشاه دارد...

خدمتکار دچار علایمی مشابه پادشاه می شود


گیومیونگ به مادام هن و بانوی منشی های سلطنتی می گوید چطور صدف دریایی مسموم به خدمتکار داده و ..
وزیر سمت چپ نیز شروع به ملامت پزشک مدعی بی خطر بودن اردک ها میکند و در این راستا از او اعترافاتی می گیرد و سر نخ هایی از افسر مین جو بدست می آورد...

پزشک مدعی بی خطر بودن اردک چشمه آب گرم


وزیر سمت راست دستور دستگیری مین جو را می دهد وقتی مین جو علت را جویا می شود وزیر به او می گوید الان وضعیت چندان مناسب نیست و دوست ندارد یکی از افسران خود را از دست بدهد لذا او را زندانی می کند تا در ماجرا مداخله نکند و در معرض خطر قرار نگیرد ... افسر مین جو بسیار آشفته می شود ...

وزیر افسر مین جو را زندانی می کند


وزیر چپ هم متوجه می شود که وزیر راست شروع به فعالیتهایی علیه او کرده و حتی افسری که مادام هن و یانگوم را در سفر به منطقه چشمه محافظت کرده دستگیری می کند...

اوگیومو از یافته هایش خوشحال است


محاکمه آغاز می شود و دوباره مادام هن و یانگوم متهمان اصلی پرونده می شوند...

یانگوم و بانو هن متهمان اصلی پرونده

 
ولی اینبار افسر محافظ بانوان در سفر هم به جمع آنها اضافه می شود و قاضی سعی می کند از او اعترافاتی مبتنی بر همدستی او با بانوان بگیرید و لذا از شکنجه استفاده می کند او در اثر شکنجه اعترافاتی دروغین می کند تا از افسر مین جو محافظت کند و ...

افسر محافظ که اوگیومو تلاش می کند از دستش خلاص شود


در این وضعیت بانو مین ، یونسنگ و دوستش بسیار نگرانند و حتی مادام چویی که مجازات آنها را به یقین مرگ می داند. بانو چویی به گیومیونگ می گوید از زن دایی خود که اینگونه مرا پرورش داده متنفرم ولی برای نجات باید حرف او را گوش دهم منبع را نابود کنم...

بانو چویی به گیومیونگ می گوید که باید سرچشمه را نابود کرد !


هنوز شکنجه ها ادامه دارد...

یانگوم شکنجه می شود


تا اینکه فروشنده اردک ها در اثر شکنجه زیاد همه تقصیرات را به گردن مادام هن می اندازد و بر علیه او اعتراف می کند و ...

فروشنده تقصیرات را به گردن بانو هن می اندازد


و حتی بانو هن به خاطر آزادی یانگوم ، اعتراف می کند که او مقصر اصلی است و ...

بانو هن برای نجات یانگوم تلاش می کند


مادام چویی آخرین ملاقات را در زندان با بانو هن می کند و از او می خواهد آرام و ساکت این دنیا را ترک کند ! مادام هن به مادام چویی التماس می کند تا یانگوم بی گناه را از این مهلکه نجات دهد ولی مادام چویی بی تفاوت از خواسته او می گذرد...

بانو هن از بانو چویی التماس می کند یانگوم را نجات دهد


یانگوم از شکنجه گاه بدون اعتراف بر می گردد و در زندان به بانو هن خبر می دهد که افسر محافظ آخرین نفس های خود را کشید!

یانگوم و عدم اعتراف در حین شکنجه !


و مادام هن از یانگوم می خواهد که زنده بماند و راه او و مادرش را ادامه دهد ولی یانگوم ...

بانو هن از یانگوم می خواهد نگذارد دو نفر فدای این ماجرا شوند


افسر اوگیومو که به خواسته خود رسید و زهر خود را به افسر محافظ ریخت در صدد تعیین مجازات بانوان بر می آید که خاندان چویی از او می خواهند که برای آن ها مجازات مرگ را تعیین کند و ...
افسر مین در این هنگام از وزیر راست می خواهد تا به بانوان کمک کند که لااقل سر آنها زده نشود و در این راه از مدارکی که مین جو علیه چویی و افسر اوگیومو یافته استفاده کند و به جایش او را هدف اوگیومو قرار دهد و ...

چویی خواستار مرگ بانو هن و یانگوم


وزیر راست هم تحت تاثیر صحبت های مین جو از وزیر چپ را وادار به اعمال تخفیف می کند و سرانجام وزیر راست اعترافات دروغین و تخیلی را به شاه گزارش می کند ...

گزارشات تسلیم شاه می شود


برای اجرای حکم یانگوم و بانو هن و فروشنده به محکمه احضار می شوند و حکم آنان ادا می شود...
و در نهایت یانگوم و بانو هن به عنوان پیشخدمت زن به جزیره دور افتاده جیجو تبعید می شوند...

حکم یانگوم ، بانو هن و فروشنده ادا می شود


یونسگ از بانوی منشی های سلطنتی التماس می کند تا برای خداحافظی با یانگوم برود و در نهایت بانو هن برای نشان دادن رحم خود به او اجازه می دهد !!

تقاضای یونسنگ برای بدرقه یانگوم و هن از بانوی منشی های سلطنتی


بانو هن آخرین نصیحت ها را به یونسنگ و دوستش می کند و از بانو مین می خواهد مراقب آنها باشد...

آخرین نصایح بانو هن به یونسنگ ، دوستش و بانو مین


تبعید شدگان می بایست راه بین شهر تا قایق را پیاده طی کنند و بانو هن نیز به علت بیماری و شکنجه رمقی برای راه رفتن نداشت و بارها می افتد یانگوم از سربازان می خواهد تا بانو هن را به دوش او ببندند در عوض او سریعتر حرکت میکند سربازان نیز می پذیرند تا یانگوم او را به دوش بکشد...

یانگوم ، بانو هن را به دوش می کشد


در طی راه یانگوم سعی می کند مادام هن را بیدار نگهدارد تا نمیرد و او حتی از وی دستور غذاهای مختلف را می پرسد ولی مادام هن که دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود...

بانو هن و ...

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 22:30  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

با سلام امیدوارم که روز خوبی راسپری کرده باشید.

امیدوارم توانسته باشم غیبت ۲هفته ای خودرا جبران کرده باشم و دوستانی که ازغیبت من ناراضی بودن را امروز راضی کنم و ان شاء الله از این به بعد هرروز در خدمت شما باشم چون حق با شماست  ولی فکر می کنم این غیبت  در آینده ی وب سایت مؤثرخواهد بود چون با دست پر وهدف های جدیدی آمده ام.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:35  توسط   | 

عکسی از نوجوانی یانگوم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:11  توسط   | 

یانگوم و sms بازی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 17:18  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 14:44  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:19  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:53  توسط   | 

کودکی یانگوم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:46  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:2  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:0  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 5:49  توسط   | 

دوستان عزیز سلام.خوشحالم که با قسمت دوم نقد بانو هن در خدمت شما هستم.در این مدت نظرات دوستان که در قسمت اول نقد آمده بود خیلی کمکم کرد تا نقاط ضعف و قدرتم را بهتر بشناسم وتلاش کنم برای ارائه نقدی بهتر.امیدوارم که قسمت دوم این نقد مورد توجه شما قرار بگیرد.اما ادامه نقد بانو هن شخصیت محبوب مجموعه.با بزرگ شدن یانگوم وطبیعتا عطش او برای یادگیری بیشتر نقش بانو هن به عنوان معلم او بیشتر میشود.در واقع کارگردان در خلال این قسمت ها به زیبایی یک رابطه زیبای معلم وشاگردی را به تصویر می کشد که چگونه یک شاگرد ضمن احترام کامل معلمش با او آنقدر خوب وصمیمی میشود که او برایش مثل مادری میشود و عواطف واحساساتش نسبت به او با گذشت زمان بیشتر و عمیق تر میشود از طرفی دیگر بانو هن هم بسبب علاقه ای که به یانگوم دارد او را بمانند بچه ای برای خود میبیند بچه ای که او را یاد دوست عزیزش میونگی می اندازد.گاهی با خود فکر می کنم اگر بانو هن از همان ابتدای بچگی یانگوم میفهمید که او دختر میونگی است یانگوم به چه چیزی تبدیل میشد.باحتمالا در آنصورت بانو هن با احساس عمیقی که نسبت به یانگوم پیدا میکرد که قطعا خیلی فراتر از احساسش نسبت به او قبل از فهمیدن این مساله بود او را بحد جنون آبدیده و نابغه بار می آورد گرچه سرانجام یانگوم به جایی رسید که بانو هن ومادرش به او افتخار کنند.بهرحال این رابطه قوی معلم وشاگردی در خلال ۲۰ قسمت اول یک تیم جذاب ارائه می دهد که معمولا در مقابل هر مشکلی یک راه حل پیدا می کند  .وقتی داستان وارد مسابقه بین بانو هن وبانو چویی می شود اولین رویارویی بزرگ بانو هن ویانگوم با بانو چویی وگیوم یونگ به عنوان ارائه دهنده دو سبک مختلف در آشپزی رخ می دهد اگر دقت کنید بعد از اینکه در بچگی و قضیه خرمالو در سالاد که رقابت بین یانگوم و گیوم یونگ را شروع کرد بهیچ وجه مسابقه ای به این مهمی و عظمت برای سنجش اینکه کدام شیوه آموزش برتر بوده وجود نداشت اما این مسابقه معیاری برای این سنجش شد و همانطوری که دیدید به برتری خلاقیت و استعداد آنها انجامید.نکته ای که دوستان عزیزم قطعا به آن توجه ای نکرده اند عظمت برتری بانو هن و یانگوم بر آناه بود این یک برتری ساده نبود بلکه برتری بر یک نسل بود.نسلی که صدها سال مقام بانوی اول آشپزخانه دربار را در اختیارداشتند وشیوه آموزش انها نسل به نسل بدون اینکه کسی بتواند جلوی آنها قدعلم کند می گذشت اما انها پیروز شدند مثل براندازی یک سلسله پادشاهی چند صد ساله توانستند مکتب آنها شیوه آموزش آنها را با خلاقیت با استعداد ناب با یک عشق عاطفی(میونگی) و یک علاقه عاطفی(بانو هن)شکست دهند و این عظمت برتری آنها را به تصویر می کشد.در واقع صراحتا مجموعه می گوید انسان اگربخواهد می تواند هر چیزی را از پایه واساس زیرو رو کند.کمکهای بانو هن به یانگوم فقط در اموزش آشپزی نیست و بسیار وسیعتر است که اگر خوب دقت کنید کمکهای بیشمار بانو هن به یانگوم را بخاطر خواهید آورد.وقتی خوب فکر کنید بانو هن مانند مادر واقعی یانگوم عمل می کند.او در هر مشکل ودر هر جایی که یانگوم نیاز دارد به او کمک می کند و این از اهمیت نقش بانو هن در زندگی یانگوم سرچشمه می گیرد.نکته مهم دیگر آموزش بانو هن به یانگوم حتی در زمان استراحت بانوان دیگر دربار است که این واقعا درس بزرگی است که اگر به پیشرفت فکر می کنیم باید از یک سری تمایلات بگذریم وبه آینده بیاندیشیم.در زمان حال زندگی نکنیم و با دید وسیع وباز آینده را در نظر داشته باشیم.به گفته یکی از بزرگان اگر منتظر زمان بنشینیم زمان را از دست خواهیم داد واین اهمیت تعلیم بانو هن به یانگوم است.اما در مورد شخص بانوهن و تمایلات این شخص نیازهای روحی او و عواطفش شاید بشود ده ها نقد نوشت چون واقعا شخصیت گسترده ای از او در مجموعه می بینیم به ظاهر ساده است اما واقعآ نقش پیچیده و فوق العاده ای دارد نکته ای که در اینجا باید به ان توجه داشت و شاید برای شما به عنوان سوال پیش امده باشد این است که چرا بانو هن با این که بانوان مختلف دربار در قسمت های مختلف همدوره او هستند ولی او همیشه تنها زندگی می کند و گوشه نشینی را ترجیح می دهد شاید بگویید به خاطر از دست دادن دوست عزیزش میونگی ولی جواب این سوال را باید در شخصیت بانو هن جستجو کرد وقتی او در محیطی گرفتار آمده که آدمهای آن فقط به جاه طلبی دزدی و توطئه فکر می کنند وقتی می بیند یک سری آدمها برای رسیدن به قدرت حاظر به هر کاری می شوند به خاطر روح پاک و لطیفی که داردبه خاطر این که نمی تواند با چنین آدمهایی همدم شود و به خاطر این که می دانداگر با این آدمها همراه شود او نیز بدون انکه به بخواهد بسمت توطئه و جاه طلبی کشیده خواهد شد از انها دوری میکند و ترجیح می دهد که در انزوا باشد اما جز این گروه از مردم نباشد.او در این جمع کسی را مثل خود نمی بیند.کسی که مثل او روح پاک و لطیفی داشته باشد و به دنیا با نگاهی مهربانانه نگاه کند اجازه دهید با یک تشبیه راحت تر موضوع را شرح دهم.ماهی های رنگارنگی را که ایام عید تو تنگ بلور می گزاریم به خاطر دارید این ماهی دریا را خیلی دوست دارد اما شاید در اقیانوس هم احساس غربت کند.حالا متوجه شدید؟بهرحال بانو هن در این مجموعه نمادی از یک انسان وارسته و پاک نشان می دهد که صداقت وپاکی را همیشه انتخاب می کند و به این خاطر همیشه خطرات و مشکلات زیادی متوجه او می شود واین نمایی از جامعه امروز ماست آدمهایی که قلب پاک و معصومی دارند بیشتر از همه مورد ظلم وتعدی ظالمان دنیا قرار می گیرند.از نکات مهم در مورد بانو هن موضوع مرگ او و حذف شدن او از مجموعه بطور ظاهریست شاید فکر کنید چون مجموعه احتیاج به ماجراهای جدیدی داشته این کار شده بله درست ولی حقیقت بزرگی در پشت این حذف بزرگ قرار دارد وآن یک درس بزرگ است اینکه انسان در راه هدفش گاهی اشخاص یا چیزهای بزرگی را از دست می دهد که شاید برای او دردآور باشد و این یعنی که رسیدن به هدف به سادگی و بدون تلاش امکان ندارد واین درسهایی است که مجموعه با فدا کردن شخصیت محبوب مجموعه  به ما می دهد و مجموعه را دچار شوک شدیدی می کند که در مجموعه های تلویزیونی منحصر بفرد است.واما نکته آخر و مهمترین نکته در مورد بانو هن این است که او به استعداد ناب یانگوم جهت می دهد وآنرا شکوفا می کند در واقع شیوه عجیب آموزش بانو هن یانگوم را مثل فولاد آبدیده می کند واو در مقابل هیچ مشکلی سر تعظیم فرود نمی آورد چرا که تعلیمات بانو هن به او بظاهر تعلیم آشپزی می باشد اما حقیقتا تعلیمات او به وی درس زندگی می باشد که چگونه باشد و چگونه خوب زندگی کند.در واقع به روشنی می توانیم بفهمیم اگر بانو هنی نبود که آن تعلیمات سخت را به او بدهد و او را به شتاب بیشتر وادار کند یانگوم به چنین مرتبه ای از آشپزی و زندگی دست نمی یافت وقطعا استعدادش فرصتی برای ابراز وجود نمی یافت اما به پاس وجود کسی که برای یانگوم مثل مادر شد او بزرگ شد واستعدادش شکوفا.خب دوستان عزیزم این نقد هم به پایان رسید.باور کنید در مورد بانو هن ده ها نقد می توان نوشت و من تا آنجایی که توانستم سعی کردم نقدی براساس تمام جنبه های شخصیتی او ارائه دهم که امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.در آخر آرزوی موفقیت برای دوستان عزیزم دارم وامیدوارم که شما در زندگی خود چون بانو هن باشید ساده و صمیمی و با صفا قلب هایتان چون پنجه آفتاب عاشق باشد و گرمابخش .امیدوارم زندگیتان همیشه بهاری باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 21:14  توسط   | 

با سلام.خانم لی چندسالی هست که به عنوان سفیر صلح سازمان ملل(یونیسف)فعالیت دارد.او علاوه بر مدارس و مراکز سرپرستی بسیاری که برای کودکان وخردسالان در کشور کره تاسیس کرده در کشورهای دیگر جهان هم فعالیتهای بشردوستانه زیادی کرده از جمله تاسیس یک مدرسه ابتدایی در چین  و یا مراکز سرپرستی افراد سالخورده در هنگ کنگ.همچنین بر طبق نوشته اصل این مقاله که من از یکی از سایتهای خارجی گرفته ام ایشان ماهیانه مبالغی را به موسسات خیریه افراد نیازمند در کره اهدا میکند. ایشان به عنوان سفیر صلح یونیسف به بسیاری از کشورهای جهان سفر کرده و کمکهای مالی و روحی فراوانی به آنها کرده است.از طرفی ایشان به افراد یتیم خیلی علاقه دارد و آخر هر هفته به مراکز نگهداری آنها میرود وبا هدایای فراوان روح آنها را شاد میکند.علتش هم این است که او در زمان کودکی پدر و مادرش را از دست داده و میخواهد با افراد یتیم در دردهایشان همدردی کند.واقعا جای خوشحالیست که حس همدردی در همه ملل وجود دارد وهنوز می توان در این زندگی ماشینی به حضور چنین افرادی امیدوار بود.حس انسان دوستانه وی قطعا قابل تقدیر است.

یانگوم سفیر صلح یونیسف

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 9:29  توسط   | 

باسلام خدمت شما دوستان عزیز

همانطور که میدانید سایت http://daejanggeum.blogfa.com بهترین سایت ایرانی درمورد سریال جواهری در قصر است به همین دلیل تصمیم گرفتم تا چند هفته ای را به جمع آوری اطلاعات وعکس ها در اینترنت بپردازم تابهترین مطالب را دراختیار شما بگذارم که به مرور در سایت قرار داده خواهد شد.که این علت غیبت چندهفته ای من بود.

باتشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:15  توسط   | 

دوستان این کلیپ به علت اینکه پسوند آن wmv است دانلود کردن اون سخته

برای دانلود کردن اون باید پس از اینکه بر روی لینک زیر کلیک کردید کمی صبر کنید تا برنامه مدیا پلیر باز شود البته اگر برنامه دانلود منیجر بر روی سیستم شما نصب باشد خود به خود دانلود میشه وگرنه پس لود کامل توسط مدیا پلیر باید بر روی گزینه فایل رفته و بر روی save media as کلیک کنید.

چنانچه  دوستان موفق به دانلود نشوند فقط یک کار دیگر می توانند بکنند که ساده ترین راه است

آدرس میل خود را در قسمت نظرات بگذارند بعد از حد اکثر ۲ روز از درون میل خود به راحتی دانلود کنید.

امیدوارم موفق باشید

TinyPic image 

کلیپ تبلیغاتی یانگوم برای whisen ال جی

مشاهده کلیپ

دانلود نکنی از دستت رفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:38  توسط   | 

عکسی از بانو مین

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 9:5  توسط   | 

اسکناس یانگوم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:6  توسط   | 

Lee young ae جواهری در آسیا

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:22  توسط   | 

یانگوم در هندوستان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:33  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

یانگوم و تیم فوتبال کره

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:8  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

عکسی از بانو هن

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:25  توسط   | 

عظمت در نگاه توست...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:23  توسط   | 

عکسی از بانو چویی
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:27  توسط   | 

بدون شرح!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 14:30  توسط   |