تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم *

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

سلام به همه ببخشید که چند روزی پست ندادم

امروز می خوام چند تا عکس از مرحوم یانگرو بزارم آخه دیدم هیشکی از این بنده خدا عکس نمیزاره گفتم گناه داره

عکس اول یانگرو

عکس دوم یانگرو

عکس سوم یانگرو

                                                     روحش شاد

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13:57  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 2:34  توسط   | 

اینم یه عکس دیگه از لی

امیدوارم خوشتون بیاد

ممنون

کیفیت بهتر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 20:16  توسط   | 

سلام من دوباره اومدم اما با یه کار جدید . راستی باید بگم یه پک جدید از

عکس های لی دانلود کردم که به مرور براتون می ذارم.

با تشک از آقا امین

ایمیل رو خودتون می دونید 

نظر فراموش نشه

کیفیت بالا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 20:13  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 3:3  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 2:57  توسط   | 

بازهم مقامات مخالفت را اعلام می کنند که پادشاه اعلام می کند من بانوی پزشک یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه هفتم اعلام می کنم و با مخالفت یکی از مقامات ، پادشاه یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه ششم منصوب می کند...

 

و به افسرمین می گوید که برود فرمان را اجرا کند...

 

مقامات و وزرا از افسرمین می خواهند که فرمان پادشاه را قبول و اجرا نکند...

 

ملکه به یانگوم می گوید که از بین بردن خواسته ملکه مادر سخت است و شما سزاوار دریافت رتبه ششم نیستید بلکه رتبه سوم شایسته شماست...

 

یانگوم می گوید وقتی من بچه بودم و با پسرها خرگوش می گرفتم ، مادرم تلاش می کرد مرا منصرف کند اما من همیشه از او می پرسیدم چرا من نمی توانم به همین دلیل می خواهم نشان بدهم که یک بانوی پزشک هم کسی است که پزشکی یاد می گیرد پس به همین خاطر من فرمان پادشاه را قبول کردم...

 

افسرمین جانگ هو به دیدن یانگوم می رود اما متوجه می شود که پادشاه به دیدن یانگوم رفته است...

 

پادشاه به دیدن یانگوم می رود...

 

مقامات به دیدن پادشاه می روند و اعلام می کنند که حتی دانشوران هم با متهم کردن افسرمین جانگ هو موافقند ، پادشاه می گوید من این فرمان را دادم پس چطور سعی دارید او را متهم کنید که یکی از مقامات می گوید او متهم است زیرا در برابر قانون قرار گرفته و شما را گیج کرده است پس چنین چیزی ممکن است دوباره اتفاق بیفتد و باید مجازات شود اما پادشاه با خواسته ی آن ها مخالفت می کند...

 


افسرمین پادشاه و یانگوم را می بیند که هر روز صبح در حال پیاده روی هستند... 

 

افسرمین که به دیدار پادشاه رفته است ، پادشاه از او می پرسد که او چگونه با یانگوم آشنا شده است
افسرمین می گوید من زمانی که او به عنوان بانوی آشپزخانه دربار بود با او آشنا شدم...

 

افسرمین به یانگوم می گوید که من می دانم که شما می خواهید بیماری قلبی پادشاه را درمان کنید و هر روز صبح با او قدم می زنید اما او پادشاه است و همه در قصر در این باره می دانند...

 

پادشاه و ملکه به دیدن ملکه مادر می روند...

 

ملکه مادر به پادشاه می گوید که من شنیده ام شما بانوی پزشک یانگوم را در مقر بانوان پزشک ملاقات کرده اید و هر روز صب او را صدا می زنید که در باغ با او قدم بزنید ، شما فرمانتان را پس گرفته اید پس چطور مخفیانه به دیدار او می روید اگر شما این قدر او را در کنارتان می خواهید پس او را به عنوان صیغه سلطنتی بگیرید...

 

یانگوم که از موضوع پیشنهاد ملکه مادر به پادشاه با خبر شده است به دیدار ملکه می رود و اعلام می کند که من یک بانوی پزشک هستم و خوسته من مداوا کردن است و من حتی فکر چیز دیگری را کنارش نکرده ام که هرگز بخواهم قدرتی بدست بیاورم یا مورد علاقه کسی قرار بگیرم...

 

ملکه به یانگوم می گوید که من به شما اعتماد دارم و پادشاه به ملکه مادر گفته است آن فقط برای کمک پزشکی بوده است و حتی اگر این خواسته ملکه مادر باشد تا زمانی که پادشاه نخواهد او نمی تواند کاری بکند...

 

پادشاه دستور می دهد که یانگوم را به باغ فرا بخوانند...

 

یانگوم به پادشاه می گوید که من فراتر از حدم پیش رفتم که خواستم بیماری قلبی شما را درمان کنم واین طوری برای مادر شما سوء تفاهم به وجود آوردم پس لطفا مرا به مرکز بهداشت عمومی بفرستید...

 

پادشاه به یانگوم می گوید سوء تفاهم مادر من همه اش همینه ، دقیقا من نمی دانستم تا مادرم آن طور با من صحبت کرد...

 

مقامات سلطنتی باز به دیدن پادشاه می روند و می گویند که شما حالا باید تصمیم بگیرید یا دردسرهای بیش تری پیش می آید ، لطفا درباره اعلام جرم صاحب منصب مین جانگ هو تصمیم بگیرید چون با این کار تنها مین جانگ هو قربانی می شود و تعداد زیادی از صاحب منصبان و دانشوران دولت را ترک می کنند و ملکه مادر تصمیم درستی گرفته اند و شما می توانید بانوی پزشک یانگوم را به عنوان صیغه خود داشته باشید و مین جانگ هو را تبعید کنید...

ملکه مادر به دیدار ملکه  می رود و به ملکه می گوید که چرا فرمان صیغه سطنتی شدن یانگوم را ننوشته است ، ملکه به ملکه مادر می گوید که یانگوم یک بانوی پزشک است و پادشاه او را نزدیک خودش می خواهد تا سلامتی اش را چک کند و من فکر می کنم شما دچار سوءتفاهم شده اید...

 

ملکه مادر می گوید پس شما فکر می کنید این بانوی پیر سمج شده است بدون این که شرایط را بفهمد که ملکه می گوید شما در مورد من دچار سوءتفاهم شدید که ملکه می گوید پس اگر این طور نیست فورا فرمان را بنویس...

 

یونسنگ به دیدن یانگوم می رود و از او می پرسد که آیا این حقیقت دارد که تو عاشق افسرمین جانگ هو هستی...

 

هم چنین یونسنگ به دیدار پادشاه می رود و به پادشاه می گوید که من می دانم این برخلاف قانون است اما من یک خواسته مهم دارم و آن این است که من به عنوان دوست یانگوم که بیش ترین ارزش را برای او قائل است و بهترین کسی است که او را می شناسد ، شما احتمالا یانگوم را از قبل می شناسید او همواره در حال سعی و تلاش است چه زمانی که غذا بپزد یا این که او طبابت کند و من شنیدم این به خاطر سوء تفاهم ملکه مادر است و ملکه مادر به این راه فکر می کند چون او جهات فداکاری یانگوم را در کارش نمی داند و شما احتمالا این را می دانید و برای شما فقط شایسته است که او را به عنوان بانوی پزشک قرار دهید و اگر او را صیغه کنید ، این کار تلاش های او را تباه می کند و از شما می خواهم اجازه دهید باقی عمرش را با یارش بگذراند...

 

پادشاه که از گفتن حرف یارش از زبان یونسنگ متعجب شده است از یونسنگ می پرسد یارش ، که یونسنگ ادامه می دهد و می گوید که آقای مین جانگ هو و یانگوم به هم علاقمند هستند...

پادشاه به دیدار ملکه مادر می رود و ملکه مادر به پادشاه می گوید که ملکه دستوری نوشتند که یانگوم  فردا صیغه شما شود...

 

وزرا و مقامات که از شنیدن این خبر خوشحال هستند به دیدار پادشاه می روند و به پادشاه می گویند ما دستور آماده کردن جشنی را داده ایم...

 

پادشاه به سرپرست پیشکارها دستور می دهد که همه خدمتکاران را بیرون و بانوی پزشک یانگوم را به این جا بیاورد...

 

یانگوم به نزد پاد شاه می رود...

 

پادشاه به یانگوم می گوید که من شنیده ام شما عاشق افسرمین جانگ هو هستید آیا این حقیقت دارد...

 

یانگوم به پادشاه می گوید بله... 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 21:46  توسط   | 

اینم ۴ تا والپیپر از یونسنگ خانوم گل:

عکس اول یونسنگ

عکس دوم یونسنگ

عکس سوم یونسنگ

عکس چهارم یونسنگ

 

                                        امیدوارم خوشتون بیاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 22:19  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 18:52  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 18:45  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:13  توسط   | 

این تصویر مربوط به آخرین سفر یانگوم به چین که در سال ۲۰۰۶ انجام شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:6  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:45  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:19  توسط   | 

سلام من دوباره اومدم با یه عکس دیگه از کارهای خودم امیدوارم بازم خوشتون بیاد.

نظر یادتون نره . هم چنین اگه خواستید ایمیل.

خیلی ممنون از نظر های قبلیتون.

محسن                                 malya_daejanggeum@yahoo.com

کیفیت بهتر

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 18:40  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 21:35  توسط   | 

سلام من محسن هستم که اشتباهی اسمم حسین درج شده . اولین کاری که می خواستم بکنم تشکر از آقا امین مدیر وبلاگ که فرصت همکاری دوباره رو به من داد.

امروز برای اولین کار یه عکس از لی یونگ ئه گذاشتم که طراحی اون از خودمه .

نظر یادتوووووووووون نره

ایمیل من :               malya_daejanggeum@yahoo.com

برای دانلود با کیفیت بالا کلیک کنید

دانلود

                             

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:39  توسط   | 

سلام دوستان عزیز امروز واستون عکس و امضا از بانو هن عزیز و گیومیونگ گذاشتم:

عکس بانو هن و امضا

عکس و امضا گیومیونگ

 

امیدوارم خوشتون بیاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:21  توسط   |