او دختری پرخاشجو، سرشار از جاه طلبی و رقیب همیشگی و سرسخت یانگوم است. هر چند عضو طایفه چوی به شمار میرود شیوه چوی را قبول ندارد و هنوز راه شخصی اش را پیدا نکرده به هویتی مستقل نرسیدهاست. هوش و استعداد و تواناییهایش اغلب او را با یانگوم شاخ به شاخ میکند و همیشه هم سعی دارد از یانگوم برتر باشد

. اما غرور و طبقه اجتماعی اش قضاوتهای او را تحت تاثیر قرار میدهد و همین مساله او را از رقیبش عقب میاندازد. بنابراین برایش راحت تر است که از یانگوم متنفر باشد هر چند که در نهان استقلال و تواناییهای او را تحسین میکند. اما در پایان زمانی که یانگوم او و طایفه چوی را رسوا میسازد غیرمستقیم از یانگوم تشکر میکند که آزادی اش را به وی برگرداندهاست. میشود گفت این دو در شرایطی دیگر میتوانستند دوستان خوبی برای هم باشند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 14:35  توسط
|
