خلاصه قسمت بیست و سوم
این قسمت یکی دیگر از قسمت های اثر گذاری و طلایی مجموعه است که دیدن آن و اقعاً لذت بخش است.
.... پس از ایستادگی و نصایح موثر یانگوم به مادام هن ، سرانجام مادام هن از ملکه مادر می خواهد تا مسابقه دیگری با شرط اختیار تام داشتن مادام هن برگزار شود.

ملکه مادر این را می پذیرد ولی اینبار وظیفه اجرای مسابقه را به ملکه واگذار می کند.
ملکه عنوان مسابقه را پخت برنج اعلام می کند که غذای ابتدایی سرزمین چوسان بوده و هر دو مادام 30 سال آن را پخته اند!

در این بین گیومیونگ با رساندن برنجی مرغوب به مادام چویی سعی در کمک کردن به او را دارد
سرانجام ملکه قضاوت را به خود بانوان دربار واگذار می کند و از آن ها می خواهد از هر دو برنج طبخ شده بچشند و روی کاغذ برنج منتخب را بنویسند (البته بدون اطلاع از آشپز آن)

مادام چویی که برنج او در ظرف چینی بود آن را نرم و چسبنده طبخ کرده بود که متدی خاص بود و ملکه و بسیاری از بانوان از آن تعریف می کنند. مادام چویی در این شرایط تصور می کند که دیگر برنده شده است.

ولی نتایج حاصله برای ظروف اعلام می شود امتیاز ظرف چینی 5 و امتیاز ظرف برنجی 9 !!! و ملکه مادام هن را برنده مسابقه اعلام می کند...!
در بهت همگان ، ملکه مادر می پرسد با وجودیکه برنج مادام چویی اینقدر خوب طبخ شده است چرا امتیاز نیاورده؟! بانوان عده ای پاسخ می دهند ما برنج بسیار جوشیده را ترجیح می دهیم .. عده ای اعلام می کنند که برنج چسبناک را برگزیده اند!
ملکه از مادام هن سوال می کند چطور امکان دارد یک برنج بتواند همه این خصوصیت ها را همزمان داشته باشد نرم ، سخت ، جوشیده شده ، چسبناک !! مادام هن روش کار را در تقسیم برنج ها در سطوح ظرف اعلام می کند و می گوید شاه برنج بسیار جوشیده می پسندد ولی ملکه برعکس لذا او همیشه سعی کرده است تا خواسته همه را پاسخگو باشد
ملکه و ملکه مادر هر دو مادام هن را مورد تشویق قرار می دهند و ملکه ، بانو هن را ملکه اول اعلام کرده و حتی کلیه اختیارات منشی های سلطنتی را به مادام هن واگذار می کند و به او اختیار تام در تنزل مقام بانوان و غیره را می دهد و همه بانوان دربار ناچار به پذیرش بانو هن به عنوان بانوی اول می شوند.

خاندان چویی که قدرت خود را کاملاً در آشپزخانه از دست داده اند شدیداً در جستجوی چاره می گردند.

مراسم رسمی بانو هن برگزار می گردد ولی گیومیونگ و چویی در بدترین شرایط به سر می برند! و آرزوی مادام یونگ برآورده شد..



یانگوم مادام هن را سر مزار مادرش می برد..

و پس از بازگشت مادام هن بالاخره با سرو غذا موفق به دیدن شاه می شود شاه از او می خواهد همچون مادام یونگ برایش داستان تعریف کند و شاه از مادام هن تمجید می کند...

یانگوم به فکر مادرش می افتد که گفته بود زمانی می توانی نامه را بخوانی که بانوی اول شوی لذا او فکر می کند آیا می تواند نامه را به مادام هن نشان دهد یا نه؟
لذا به سراغ سرکه خرمالو ده ساله مدفون می رود و نامه ای را در پارچه ای که مادام هن برای یانگوم خریده بود مخفی می سازد.

در این شرایط افسر مین جو هم خواستار بررسی دفاتر حسابداری انبار قصر می شود و متوجه مواردی در آشپزخانه های دربار می شود...

لذا از مادام هن می خواهد تا به او در یافتن موارد متناقض کمک کنند.

بانو چویی از مادام هن می خواهد تا او را به سس خانه بفرستد و گیومیونگ را در آشپزخانه نگهدارد و اصرار می کند !

لذا مادام هن پس از سخنرانی با بانوان ، موقعیت های جدید را تعیین می کند و بانو چویی را به سس خانه می فرستد و بانو لی را از سس خانه به آشپزخانه منتقل می کند و اغلب را در موقعیت قبلی آن ها منصوب می کند..
و موقعیت جدید بانوی حسابدار را تصویب و به یانگوم واگذار می کند! یانگوم احساس می کند این کار کمی خسته کننده است و به مادام هن کمی اعتراض می کند ولی در نهایت می پذیرد...

بانو لی برای طبخ غذا به مناسبت تولد عموی شاه به بیرون قصر اعزام می شود...
با توجه به حساب و کتاب صورت گرفته در آشپزخانه ، ماموران مرتبط دربار متوجه عدم برگرداندن مواد غذایی مصرف نشده به انبار می شوند و از بانوان آشپزخانه توضیح خواسته می شود

که در نهایت با معرفی افسر مین جو به عنوان محقق به مامور امنیتی دربار ماجرا فعلاً مسکوت نگه داشته شود تا بررسی های کلیه دپارتمان ها تکمیل شود..

بانوان که موقعیت خود را در خطر می بینند به پیش بانوی منشی های سلطنتی می روند و از او می خواهند در این موضوع به آن ها کمک کند ولی او اظهار می کند که مسئولیتی ندارد ولی بانوان به او می گویند که او نیز نا مرتبط با این موضوع نبوده است و...
بانوی منشی های سلطنتی که موقعیت را بسیار خطرناک می بیند با توجه به فقدان اختیار از مادام چویی کمک می طلبد..

و بانو چویی از یانگرو می خواهد تا کلیه کتاب های حسابداری یانگوم را سرقت کند تا سر از کار او در بیاورد ولی یانگوم یادداشت های مادرش را قبل از خواب در بین کتابچه های حسابداری پنهان می کند...


و سرانجام یادداشت های مادر یانگوم به دست بانو چویی می افتد و یانگوم وحشت زده از مفقود شدن یادداشت های مادرش...

